Monday، June 01، 2009

عشق

عشق صورت انسان را نوراني وشفاف ميكند،درحاليكه كينه ونفرت چهره را نه تنها درهم بلكه كدر وتيره مي سازد.پس براي زيباتر شدن دوست بداريد وعشق بورزيد

Thursday، April 09، 2009

بارندگي يا دردسر

تعطيلات عيد تموم شد وما مثل بچه هاي خوب سرمون را انداختيم پايين وآمديم سركار خدايش ما امسال عيدي داشتيم اصلا استراحتي نكردم يه عده مهمون ناخوانده داشتيم كه يكي ودو روز قبل از سال جديد آمدند وبا سلام وصلوات يك هفته بعد از عيد رفتند هفته اول اينطوري گذشت هفته دوم هم بيخود تراز هفته قبل ...
از اول سال خوشبختانه وضع بارندگي ومخازن سدها روبه بهبوده وبروبچ آب خيلي خوشحالند هر چند كه اين خوشحالي وزيرووكيل دردسر براي ماست ،ديروز از اول صبح مشغول كاربودم معاون وزير خوش خوراك شده بود راه به راه گزارش اون شكلي اين شكلي درخواست ميداد خلاصه چشمتون روز بد نبينه صبحانه نخوردم ،ناهارهم وقت نكردم بخورم گفتم ميرم خونه يه چي ميخورم هنوز خونه نرسيده بودم كه رئيس جان زنگ زد كه يه گزارش فوري براي وزير ميخواهند به ميمنت ورود به ايران (از عراق)،از آنجائيكه من از اداره رفتن روز تعطيل متنفر وتا به حالا هم همچين چيزي اتفاق نيافتاده بودم به رئيس جان گفتم فرمت گزارش را بفرسته تا از خونه آماده كنم وبراش از طريق ايميل بفرستم .اگه كاري بخواهد نشه نميشه حتي اگه خودتو بكشي كامپيوتر من توي عيد پوكيد وبا هزار زحمت سهراب فرمتش كرد ودوباره ويندوز را نصب كرد ولي آفيس نداشت ديشب خودمون كشتيم كه آفيس رانصب كنيم آقا سي دي نصب نشد كه نشد ،اين شد كه آمنه خانوم مثل كارمندهاي خوب سرش را انداخت پايين وساعت 8 آمد اداره از هميشه زودتر گزارش را ارائه داد حالا اگه اجازه بدهند برم يه چيزي بخورم

Sunday، March 08، 2009

بوي عيدي بوي توپ

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگ

با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگیم و در میکنم


شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بقچه های نون
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس
نا تمام گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی حوض یک آبنتنی
با اینها زندگی مو سر میکنم با اینها خستگیم و سر میکنم با اینها زمستون رو سر میکنم


Wednesday، January 28، 2009

زمستان بی برف وباران

زمستون هم داره تموم میشه ولی هنوز خبری از برف وباران نیست نمیدانم چه اتفاقی داره می افته ولی صددرصد خبرهای خوشی در راه نیست هرروزهواشناسی پیش بینی میکنه بارون میاد ولی افسوس که هیچ خبری نیست ،هوا هم که روز به روز کثیفت تر وسنگین تر میشه .جالبه که با همه این مسائل امسال وضعیت نسبت به پارسال خیلی بهتره چون ما داریم از ذخیره باران پارسال وسالهای قبل استفاده می کنیم ومردم عام هنوز متوجه کمبودها ومشکلات ناشی از کم بارانی نیستند ولی اگر توی بطن موضوع باشی تازه متوجه میشی اگر وضع به همین منوال بمونه سال آتی چه سال دردسر سازی خواهد بود .اخیرا با یک گروه کارشناسی برای بازدید سد دز رفته بودیم این سد در نوع خودش بی نظیر وبسیار زیباست وتجلی والای علم وعمله .جاده دسترسی این سد در کل کشور بی نظیره ، از آنجائیکه برای رسیدن به سد باید از بالای کوه به سمت دره حرکت کنی این تونل مارپیچ وار ما را به پایین کوه وسد می رسوند.ولی حیف که این سد درحال حاضرکمتر از 30 درصد حجم طراحیش آب داره واین افت شدید در سایر سدهای این استان نیز مشهود است با همه این حال ما امیدوارم که در این پنجاه روز باقیمانده زمستون خودشو نشون بده و یه برف وبارون حسابی بیاد تا سدهامون پر آب و هوای شهرمون تمیز بشه به امید آن روز

Saturday، December 20، 2008

شب یلدا


صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند . برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود . ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.يكي از مراسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.


ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند. شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند. در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند . دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .


محفل آریایی تون طلائی


دلهایتان دریایی


شادیهایتان یلدایی


مبارک باد این شب اهورائی