Saturday، July 30، 2005

زندگی خوب

بزرگترين نعمتي که خدا به انسان داده حق زندگي کردنه،پس زندگي رو غنيمت بشاريم وقدر لحظه به لحظه اون بدونيم .هميشه اتفاقاتي پيش مياد که براي ما خوشايند نيستن ولي به اين معنا نيست که حداقل روزهايي که مي تونيم خوب زندگي کنيم با اندوه نسبت به اونها خراب کنيم .اگه توي زندگي قدر لحظات رو بدونيم ودر هر لحظه از اونچه که خدا بمون عطا کرده حداکثر استفاده رو کنيم ونسبت به گذشته افسوس نخوريم ودر عين حال نگران آينده هم نباشيم و بدونيم وباور داشته باشيم خدايي که الان با ما هست درآينده هم مارو تنها نخواهد گذاشت زندگي شيرين خواهد شد.
اگه امروز نتونيم به نحو احسن ازلحظه هامون استفاده کنيم و يا همواره نگران آينده باشيم ، گذشته اي رو ساخته ايم که در آينده بايدافسوس ان رو بخوريم !!ودر اينصورت لذت زمان حال رو نيز از دست دادهايم ولحظه لحظه آن رو براي خودمون تلخ کرده ايم .اي کاش بتونيم اي کاشهاي گذشته در خاک کنيم ونسبت به آينده خوش بين باشيم يادمون باشه نعمت جواني ،سلامتي واز همه مهمترداشتن يه دوست خوب ومهربون ،دوستي که بتونه برات نگران باشه ولحظه هاي تنهايت رو پر کنه نعمتي که خداوند هميشه وبه همه کس عطا نميکنه .پس زندگي رو با داشتن همون نعمتها براي خودمون شاد کنيم وبدونيم هر چي زندگي رو اسون بگيرم برامون شادترو برعکس اگه زندگي رو سخت بگيريم به دهليز تنگي تبديل ميشه که براي هر لحظه عبور از اون بايد سختي ومرارت بکشيم واميدوارباشيم که خدا همه آرزوهامون رو برآورده ميکنه واز اون سپاسگزار باشيم که در هر زمان، زمينه اي را براي رشد وکمال ما فراهم کرده که احساس غير مفيد بودن نکنيم.
یادمون بمونه هیچوقت از تلاش برای زندگی بهتر دست نکشیم وگذشتمون رو فراموش نکنیم

Saturday، July 23، 2005

مادر

مادر
ای نگین انگشتر زندگی من
ای خورشید تابناک هستی من
ای گل خوش بوی باغ حیات من
وای امید زنده بودن من
از روزیکه تنها یه سلول بودم منو تو وجودت جای دادی زمانیکه نوزاد بی دفاعی بودم مرا در اغوش کشیدی واز شیره جانت سیرابم کردی .هنوز هم بعد از گذشت سالها نگران منی وبا دیدن ناراحتی من اشک در چشمای مهربونت حلقه میزنه.
مادر من، ای که اسم زیبات یه دنیا عشق ومهربونی پشتش پنهون شده،از همون زمان که تونستم اسمتو صدا کنم مهربونی رو یاد گرفتم.
به اندازه همه خوبهای دنیا دوست دارم، دلم نمیخواد هیچ فرصتی رو برای خوشحال کردنت از دست بدم.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
وآنچنان مات ،كه یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

Saturday، July 02، 2005

خاطره

هر ثانيه اي که ميگذره لحظه اي بعد به يه خاطره تبديل ميشه ،زندگي ما سراسر خاطرست خاطره هاي خوب وبد ،خاطراتي که با اونها زندگي کرديم با اونها بزرگ شديم ،روزهامون رو شب وشبهامون رو به صبح رسونديم .انسانها آرام آرام ناپديد ميشن ابتدا ياد وخاطره اي شده وبا دميدن روزهاي بعد مبهم جلوه ميکنن تا اينکه جذب فراموشي شده واز يادها براي هميشه ميرن ما آدمها با همه غرورمون با همه بلند پروازيهامون زماني قفط به يه خاطره تبديل ميشيم ناچيز تر از اوني که بتونيم فکرش رو کنيم.
شيريني وحلاوت زندگي وروزهايي که ميگذرونيم زماني مشخص ميشه که غبار زمان به روي اونها بشينه واونها روتبدیل به يک خاطره کنه ، حتی اگر اون زمان اتفاقاتی افتاده باشه که در زمان خودش تلخ تر از اوني باشه که بشه تحملش کرد،زماني که بچه اي بيش نبوديم بدترين اتفاق در زندگيمون گم کردن عروسک بازيهامون بود با گم شدن اون روزها گريه مي کرديم اون زمان تصور ميکرديم بالاتر از اين غم تو دنیا وجود نداره !!!!حالا وقتي به اون روزها نگاه ميکنم هيچ چيز شيرين تر از اون گريه ها را تو زندگيم سراغ ندارم یا زمانی که دانش آموز هستیم بدترین اتفاق افتادن از یه درس وشاید بیرون موندن از کلاس بوده حالا وقتی یادم میاد که استاددرس رگرسیون بهم اخطار دادو من دیگه سر کلاس نرفتم کلی میخندم واز یادآوریش لذت میبرم .
رد پاي برخي از خاطرات بر ذهن ما بقدري عميقه که با هر با ر يادآوري حس مي کنيم همين ديروز اتفاق افتاده عبور زمان خاطرات رو کم رنگ وکم رنگتر ميکنه ولي باعث نميشه اونها از ذهن ما پاک بشن .
قلب صندوقچه اسراره صندوقچه اي که هيچ کس بجز صاحب اصليش از درونش خبر نداره وذهن گنجینه خاطراته !!!برخي از خاطرات از بس شيرينه آدم دلش نمياد براي کسي تعريف کنه مي ترسه از حلاوت وشيريني اون کم بشه دلش ميخواد اونارو يه گوشه ذهنش یا کنج قلبش براي هميشه وفقط براي خودش نگه داره وبا يادآوري اونها گاهي خرسند بشه.خاطره هاي بد هم مثل خاطره هاي خوبهيچوقت از ذهن ما پاک نميشه گرچه ما دوست داريم که اتفاقات بد گذشته رو به ياد نياريم وخاطرات اونهارو از ذهنمون پاک کنيم ولي هيچگاه موفق نميشيم و شايد اينهم نعمتی از طرف خدا باشه که بتونيم از خاطرات تلخ گذشته درس عبرت بگيرم ،وديگه مرتکب اون اشتباهات نشيم گرچه با به خاطر داشتن اونها هم باز مرتکب خطا ميشيم .