Saturday، February 26، 2005

ايزد اندر عالمت اي عشــق تا بنيـاد داد
عالمي بر باد شد بنيـادت اي بر باد باد
من نه آن بودم كه آسان رفتم اندر دام عشق
آفرين بر فرط استـــادي آن صيـــاد باد
سنگــدل صيــاد آخر رحم كن اين صيــد تـو
تا به كي در بند باشد لحظه اي آزاد باد
ناله من چورسـد هر شــب به گوش بيستـــون
بانگ برآرد كه فرهـاد وفغانـش يـاد باد
بيستون فرهاد را هرگــز به من نسبت مــده
از زمين تا آسمان فرق من وفرهــاد بـاد
من به مزگان مي كنم آنكار او با تيشه كرد
صد هـزاران فرق ريـزه موي با پـولاد باد

Wednesday، February 23، 2005

سيــزده خــط زندگي

.دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.
.هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود!  
.اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
. بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد!
.هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
.تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران!
.شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي‌تواني شكر گزار باشي.
.به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
.هميشه افرادي هستند كه تو را مي‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني!
.خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي‌شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
.زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي‌افتد كه انتظارش را نداري!!

(گابريل گارسيا ماركز)

Wednesday، February 16، 2005

عشق

زندگي بي عشق سرگرداني در بيابان برهوت دنياست،بياباني كه سرابي هم نداره!!!!!!!!

زندگي بدون عشق يعني:
پرواز بدون بال
آواز بي صدا
خواب بي رويا
اسمان بي ستاره
شــب بي مهتاب
ابر بي باران

وقتي عاشق باشي براي هر قدمت هدفي وبراي هر كلامت اميديست
دوست دارم عاشق باشم ،عشق بورزم
دوست دارم دنيا وزيبايهاي آن با عشق ببينم
همه منتظر ميمونن تا يه روز عشق به سراغشون بياد
پس وقتي اومد فرصت از دست نديم!

ديدن روي گــل وسيرچمن نيســت بهـار،
به خدا بي رخ معشوق گناه است ،گناه!
آن بهار است كه بعداز شب جانسوز فـراق
به هم آميــزد ناگــه ،دوتبـسم ،دونگاه

Sunday، February 13، 2005

وقتي ساعت 6 زنگ زد،سريع زنگش خاموش كردم ودوباره خوابيدم چون هم خوابم ميامدهم سردم بود(خونه ما يخچاله وقتي ميام بيرون هوا گرمتره!!!!)ساعت 7 از خواب بيدار شدم با عجله حاضرشدم زدم بيرون،توي كوچه هيچكس نبود فكر كردم مردم از ترس سرما هنوز بيرون نيومدن!!!
خلاصه تا قبل از ساعت 8 رسيدم اداره تعجب كردم كه اينقدر زود رسيدم تازه آن موقع متوجه شدم كه امروز ساعت شروع كار از 9 بوده!!!اينطوري شده كه اينجانب بعد از تقريبا يكسال كارتم سبز خورد .

Tuesday، February 08، 2005

سه شنبه برفي

امروزهم طبق معمول خواب موندم،وقتي بيدار شدم ديدم واي برف از ديشب حسابي باريده وحدود چهل سانتي زمينهاراپوشانده پيش خودم گفتم امروز ساعت 10 ميرسم !!!!وقتي هم اومدم توي خيابون مطمئن شدم.اصلا ماشين نبود من هم از عشق ديدن برف به جاي اينكه حواسم به ماشين گرفتن باشه محو اين همه زيبايي شده بودم همهجا سفيده سفيد بود انگار تهرون عروس شده...
خلاصه ماشيني پيدا شدم ومارا رساند اينقدر خيابونها خلوت بود كه زودتر از هميشه رسيدم !!الان هم از پنجره بيرون كه نگاه ميكنم همينجور داره برف مياد........

Monday، February 07، 2005

زندگي

زندگي قافيه شعر من است
شعر من وصف دل آرائي توست
مي سرايم به اميدي كه تو خواني ورنه
آخرين مصرع من قافيه اش مردن بود

تقديم به همه دوستان

Sunday، February 06، 2005

روزبرفي

ســـــــلام
امروزوقتي از پنجره اتاقم به حياط نگاه كردم ديدم حسابي برف نشسته، زمين سفيده سفيده من عاشق برفم.
چيزهائي روكه دوست دارم منو بيشتر به ياد تو ميندازه،اينقدر درختها خوشگل شدن حيف كه تو نيستي تا با هم اين زيبايي رو ببينيم
صبح ها وقتي بيدار ميشم، يادم ميفته كه تو نيستي توي دلم غم ميشينه ولي بدش به خودم ميگم خدارو شكر كه سلامته ،و مي تونه اين زيبائيهارو ببينه.
همينكه بدونم تو هم يه گوشه اين دنيا داري زندگي ميكني وخوبي برام كافيه!

سيه چشمي به كار عشق استاد
به من درس محبت ياد مي داد
مرا از ياد برد آخر ولي من
به جز او عالمي رابردم از ياد!

Wednesday، February 02، 2005

درس محبت

آه اي دل غمگين ،كه به اين روز فكندت؟
فرياد كه از ياد برفت آن همه پندت
اي مرغك سرگشته ،كدامين هوس آموز
بي بال وپرت ديد وچنين بست به بندت؟
اي آهوي تنهاي گريزان پريشان
خون مي چكد از حاقه پيچان كمندت
اي جام به هم ريخته ،صد بار نگفتم
با سنگدلان يار مشو مي شكنندت!!!!!!!


فريدون مشيري

Tuesday، February 01، 2005

شده تا حالا دلتون نخواد با هيچي شاد بشين،شده تو دلتون احساس خالي بودن كنين ،شده ....
نكنه دارم نااميد ميشم ،نكنه افسرده بشم!!! نه من اميدوارم به رحمت خودت اميدوارم خود خودت خداجونم من هيچوقت تورو فراموش نكردم حتي در خوشترين لحظات زندگيم تو هم از من غافل نشو!!!
خدايا توئي كه هرچي بشه بازم منو دوست داري
خدايا خودت خواستي توي اين دنيا بيام پس تنهــــــــــام نذار.

يه نكته در مورد اسم اين وبلاگ بگم من زمستونو خيلي دوست دارم خواستم اسم اينو زمستون بزارم ولي ديدم قبلا يكي اون انتخاب كرده ،گذاشتم زمستان 83 ديدم اونم انتخاب شده پس زمستون 81 انتخاب كردم كه ازش خاطره بدي نداشتم!!!